داستان
تو هیچ داستانی واسه زنده موندن یه موش اینهمه شیر نمرده.
تو هیچ داستانی واسه زنده موندن یه موش اینهمه شیر نمرده.
زمستان ؟47ساله که ایران خدانداره.
بی حس بودن و بی تفاوت بودنو کسی بهتون یاد میده که بیشترین حس رو بهش داشتین
اون چیزی که تورو نکشه یه بلاهایی سرت میاره که با خودت میگی کاش میکشت.
میرم اکسپلور اینجا یسری وبلاگا یسری کاربرا با اکانت های خوشگلی میبینم واقعا حس خوب میگیرم ازاین مورد،که دیگه هیچی یکنواخت و شبیه به هم نیست،هرکس محتوای خودشو داره و هیچی شبیه هم نیست.مخصوصا بعضی اکانت ها،خیلی خوشگلن جدی همه اسم و همه چیشون یک دست و ست.

ܩߊ ܥ݆ࡅ࡙ܝ̇ܨ ܢ̣ܘ ܫ̇ࡅ࡙ܝ ߊܝ̇ ܫ̇ܩ، ܢ̣ܘ ܫ̇ࡅ࡙ܝ ߊܝ̇ ܣܩܢ ࡅ߭ܥߊܝࡅ࡙ܩ.
خطرناک ترین موجود بشر انسانیست گه اعتقادش زیاد و فهمش کم است.

کاش لمسش نمیکرد رُخش را آفتاب، کاش باد نمیپیچید در زُلفش،کاش لبخندش در رویم باز نمیشد،کاش بی آنکه بشناسمش گذر میکردم ز او
کاش،ایکاش.. این کاش ها دیگر گذشته بود، من دیگر دیوانه بودم، باز بگویم کاش نبودم؟کاش نمیشد؟ دیگر گذشت..
آن کاش ها تک به تک اتفاق افتاده بودند و مرا شیفته کرده بودند،
باید آنجا می بودی و میدیدی که آفتاب چه رُخی ساخته بود و چه آرام نوازش به راه انداخته بود،
باید آنجا می بودی و میدیدی که باد چه رقصان رقصان ز زُلف او میگذشت و رایحه آن را پخش میکرد، باد شونه اش را بوسه ای میزد و عبور میکرد، گل از دیدن او شکوفا میشد، برگ درختان از دیدن دو یاقوت براق او می افتادند
دیگر از چه بگویم که باور کنی من بی او هیچم.. هیچ و نیستم..، اگر نباشد آفتاب برا چه بنگرم؟باد برا چه لمس کنم؟
یک چیز بگویم..من آن آفتاب و باد برایش بودم اما او آفتاب را تابش خورشید،باد را هوایی که گذراست میشمرد..حال چه کنم دیگر گذشت و من هم باید بگذرم ، زین پس آفتاب را تابش خورشید و باد را هوای بشمرم..
تابشی لمست کند و بادی آرام ز تو عبور کند، ای زیبارخ بی رحم..
من دگر گذشتم و زمان حال همه چیز را گرفت،حال کسی را بیاب که آفتاب،باد و تمام زندگی تو باشد.. اما نه در این جهان بلکه، در جایی که الان هستی.. حال که دیگر نمیتوانم لمست کنم، دستم فقط بر روی خاکی سرد است،آن خاک را من بین و در آغوش من راحت بخواب، گر در آغوشم بخوابی جوانه ای خواهم زد و گلی خواهد رویید به زیبایی تو...
"پایان این بود و بسی تلخ"
کشورنیست که،عملا داریم با یمشت موش و یمشت پوشکی زندگی میکنیم،داخه
پیر مرد کودن متوهم ملقب به موشعلی خنثی شده،احتمال زیاد موشتباه یا همون موش پسر هم خنثی شد
خدای شماها چه شکلیه ؟
مثلا خدای من قد کوتاه و موی سفیدی داره اون یکیم موهای زردو قد بلند.
فکرکن چقدر حقیر باشی که طومار بنویسی برای بقیه و برای مادرجن تر ازخودت دفاع کنی ،فککن چقدر ،تو کامنت ها ازشون پذیرایی کنین
شمارو نمیدونم ولی من مراد ویسی رو میپرستم
اون زمانی که همه چی درست شد طول میکشه این عقب افتاده های افراطی رو ازبین برد،الان انقدر تو دینت تو همه چی افراط کردی آیا جایی ریدن برات عزیز؟
دروغ نخوام بگم نصف کاربرای قدیمی با اینجا با تموم عمر و تنفری که میگیم یا میگفتیم ازاینجا داشتیم هم تو همینجا از بچسالی درومدیم هم اینجا بزرگ شدیم هم بزرگ ترین خاطرات و بهترین خاطرات و همینطور خاطرات بدی اینجاداریم
مثلا من واقعا اینجا بزرگ شدم اولین روز که پامو اینجا گذاشتم حتی هنوز هفتم هم نشده بودم یکماه بعدش رفتم هفتم ولی الان دهمم:))))
جدی باورم نمیشه
1401.5.25
1404.12.14
تا دیروز دنبال تفرقه بین قومیت و جنسیت بودن و عقب افتاده الان رگ مثلا وطن پرستیشون بالا زده،نرینی مهندس با این گوزگوزات ،اخه نه که الانم خیلی دارن ادمای با قانون و وطن پرستی بهت حکومت میکنن،تو فقط یه احمقی که به این موضوع خریتت دقت نکردی.لطفاخفشو.
دین زرتشت که دین ایرانیاست،میگه پندار نیک گفتار نیک کردار نیک،ولی دین اسلام که دین اعرابه،میگه تا میتونین ازدواج کنین،سه تا زن بگیر و راحت خیانت کن،با 50سال سن با کودک 9ساله به اسم پناه دادن ازدواج کن.منظور من فکرکنم دیگه مشخص باشه میدونین که چیمیگم
جوری که کل جهان از کلمه جنگ میرینن بهخودشون حالا ایرانیا که فیلم میگیرن عشق میکنن ذوق میکنن میرقصن ایرانیا عالین بخدا ما دیگه زامبیم بیاد حمله کنه ت.خممون نیست😂🏊🏻♀️😭
موش یه بار روز اوایل یا فککنم قبل رهبریش اومد گفت ،باید به حال مردمی گریست که رهبرشون من باشم،فککنم خودشم میدونست چقدر مادرج ندست

به سمتم بیا حتی اگر گلوله ای در تفنگ بودی؛